• elsa-12
  • 11-jasmine
  • 10-belle
  • 9-cinderella
  • 8- rapunzel
  • sofia-7
  • 6
  • 5
  • 4
  • 3
  • 2
  • 1

آموزش فعل bounce پریدن-جهیدن

10 / 10
از 1 کاربر

 

Ball goes on a picnic.

توپ به پیک نیک میره.

It’s a nice fall day.

یه روز خوبه پاییزیه.

So today, Ball is going on a picnic.

بنابراین امروز، توپ قراره که به پیک نیک بره.

He bounces off the shelf.

اون از روی قفسه بیرون می پره.

He bounces down the stairs.

اون از پله ها پایین می پره.

Then, Ball bounces out the door.

سپس، توپ از در بیرون می پره.

He bounces into the car.

اون به داخل ماشین می پره.

He sits beside his friend, David.

اون کنار دوستش دیوید می شینه.

After a nice ride, Ball bounces out of the car.

بعد از یه سواری خوب، توپ از ماشین بیرون پرید.

He is in the park. He bounces onto the grass.

اون در پارکه. اون روی علف ها می پره.

He rolls between two big trees.

اون بین دو درخت بزرگ غلت می خوره.

He bounces into a hole.

اون به داخل یه سوراخ(حفره) می پره.

Now, he bounces next to the barbecue.

حالا، اون کنار کباب پز می پره.

Oh no! Be careful!

وای نه! مواظب باش!

Ball has fun bouncing around the park.

توپ با پریدن اوقات خوشی تو پارک داره.

It is getting late. The picnic is over.

داره دیروقت میشه. پینک نیک تمومه.

Ball is very tired. Ball falls asleep.

توپ خسته ست. توپ خوابش می بره.

 

عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل : اختیاری